این وب سایت دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته می باشد و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بازدیدکننده باید بالای 18 سال باشند

قاصدکی در باد

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نام اثر : قاصدکی درباد ...
حالا میان این هوایِ نابسامانِ شهریور؛ته تغاری تابستان،این دخترکِ لوس با موهای پریشان، گیسووانش را به دست باد پاییز میدهد و هنوز دستانش از گرمای مرداد،داغ است،حالا بین دل آشوبی هایِ این روزها،من در خیال خود ،پشت پرچین مهربانی هایت،با یک فنجان قهوه و یک پیپ برلب نشسته ام....
نگاه میکنم به تو...
به روزهایِ عاشقیِ پیش رو....
و قاصدک هایِ دلم را در میان هوایِ تابستانه ای که بوی برگ های زرد را دارد، فوت میکنم...و با عطر نفس هایم قاصدک هارا برایت میفرستم...
تا دلتنگی هایم را ،احساسم را ،نفس بکشی...
و بدانی این سرِ دنیا..؛قلبی برای همیشه، برای تمام آمد ورفت های چهارفصل دنیا؛ بخاطر"تو"می تپد...
بوی دلتنگی های پاییز می آید....
و من اینجا بدون دست های تو .....
و پاییزی که بی رحمانه ،به قصد کشتن این عشق ،به سمتمان می تازد...
باید به سرزمین پاسارگادتاباک بروم،تا با کمک ماسترو رحیمی عزیز ، پیپ هایم! این سلاح های عاشقانه را ، از باروت عشق ، مسلح کنم، تا به جنگ پاییز بروم... .

خواندن 144 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « پيمان مايانی پیپ پشت ویترین »