خوزه اورلاندو پدرون

در این مقاله می خوانید :

خوزه اورلاندو پدرون :

خوزه اورلاندو پدرون
خوزه اورلاندو پدرون

می‌توانیم به معنای واقعی کلمه بگوییم که او یکی از تاثیرگذاران صنعت سیگاربرگ جهان بود. نسل‌های متمادی ، خانواده‌اش با کشت تنباکو در مزارع حاصلخیز استان پینار دل ریو در کوبا امرار معاش می‌کردند . اجداد او در جزایر قناری کشاورز بودند.

پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه فنی صنعتی خوزه بی. آلمان در سال ۱۹۴۴، به مزرعه ۲۳۰ هکتاری پدرش فرانسیسکو بازگشت. وظیفه او نظارت و مراقبت از محصولات تنباکو بود؛ جدا کردن ساقه‌ها، دسته‌بندی برگ‌ها و کاشت بذرها.

خوزه اورلاندو پدرون
خوزه اورلاندو پدرون

با این حال، در اوایل دهه ۱۹۵۰، پیشنهاد کاری در بخش مدیریت یک معدن مس در پینار دل ریو به او داده شد. اگر این موقعیت را نمی‌پذیرفت، مانند پدربزرگ و پدرش یک کشاورز تنباکو باقی می‌ماند. هنگامی که معدن در جریان مبارزات انقلابی علیه دیکتاتوری باتیستا تعطیل شد، اورلاندو که با ایده‌های دموکراتیک فیدل کاسترو که در آن زمان اعلام شده بود همدلی داشت، به ارتش مخفی او پیوست.

در ژانویه ۱۹۵۹ ، کاسترو رهبری کشور را به عهده گرفت، اما ستوان پدرون در صفوف ارتش انقلابی باقی نماند. هنگامی که فیدل کاسترو به اورلاندو پست دولتی دیگری پیشنهاد کرد، او این پیشنهاد را رد کرد.

تا آوریل ۱۹۶۱ ، او سوار هواپیما شد و توانست هاوانا را به مقصد اسپانیا ترک کند؛ خوش‌شانسی او این بود که این کار را دقیقاً در زمان مناسب انجام داد. اگر اورلاندو در کوبا می‌ماند، در چشم نیروهای اطلاعاتی کاسترو یک فرد علامت‌گذاری شده بود و مطابق با هنجارهای آن زمان، حداقل به ۲۰ سال زندان محکوم می‌شد.

بیشتر بخوانید:  سیگار نکشید!

پس از چند ماه زندگی تنهایی در مادرید، پدرون در دسامبر ۱۹۶۱ سوار کشتی بخار کووادونگا شد که مقصد آن ایالات متحده بود. او ابتدا در نیویورک کار کرد و در فوریه ۱۹۶۲ با اتوبوس گری‌هاوند به میامی سفر کرد.

در ابتدا ، اورلاندو در سرتاسر شهر چمن‌زنی می‌کرد. پس از آن ، با چکشی که دوستش رائول فرناندز به او داده بود، کارهای تخصصی نجاری نیز انجام می‌داد . او روزانه ۱۸ ساعت کار می‌کرد و پولش را پس‌انداز می‌کرد، اما هرگز شغل اجدادی خود یعنی کشت تنباکو را فراموش نکرد. او متوجه شد که انواع خاصی از سیگاربرگ ها، همان‌هایی که بسیاری از تبعیدی‌های کوبایی در کوبا عادت به کشیدن آن‌ها داشتند، در میامی قابل خریداری نیستند. به مرور زمان ، این چکش — «ال مارتیلیتو» — به او کمک کرد تا ۶۰۰ دلار به دست آورد که به او امکان داد در سپتامبر ۱۹۶۴ شرکت سیگاربرگ پدرون را تأسیس کند.

اورلاندو کار را با تنها یک نفر که سیگاربرگ می‌پیچید آغاز کرد و توانست سیگارهایی با ترکیب خاص خود تولید کند. شب‌ها ، پس از اتمام وظایفش به عنوان باغبان و نجار، به فروش سیگارهایش به کسب‌وکارهایی که «پوروس» (اصطلاحی که در اسپانیایی برای توصیف سیگار استفاده می‌شود) می‌فروختند، می‌پرداخت.

عنصر کلیدی پشت رشد کسب‌وکار دون اورلاندو ، کیفیت عالی تنباکویی بود که برای ساخت سیگارهایش استفاده می‌شد . او دریافت که دره‌ای در منطقه استلی در نیکاراگوئه دارای ریزاقلیم و کیفیت خاکی مشابه پینار دل ریو — استان کوبا که در آن باکیفیت‌ترین تنباکوها کشت، برداشت و فرآوری می‌شد — است. این تنباکو بعدها به تولیدکننده‌ای معتبر فروخته می‌شد که به سیگاری‌های مشهوری مانند وینستون چرچیل و جان اف. کندی و دیگران عرضه می‌کرد.

بیشتر بخوانید:  سیگار برگ دومنیکن cubero wild

راه موفقیت آسان نبود. اورلاندو باید بر موانعی مانند جنگ داخلی در نیکاراگوئه ، آتش‌سوزی که کارخانه‌اش در استلی را نابود کرد، اقدامات مکرر خشونت‌آمیز علیه عملیات تولیدی‌اش در میامی و تلاش‌های بمب‌گذاری توسط گروه کوچکی از اخاذان محلی غلبه می‌کرد. امروز ، خوشبختانه ، همه آن‌ها فراموش شده‌اند. پس از سال‌ها تلاش ، او توانست بر آن مشکلات غلبه کند.

با نگاهی به آینده ، اورلاندو پدرون توانست تیمی کارآفرین متشکل از اعضای خانواده تشکیل دهد که همگی متعهد و کارآمد بودند و تحت نظارت دلسوزانه اما مستمر او آموزش دیده بودند. امروز ، خانواده پدرون همچنان با هماهنگی مثال‌زدنی کار می‌کنند و تعهدی بی‌چون‌وچرا به مشتریان خود و حفظ کیفیت استثنایی محصولشان ، بدون هیچ گونه سازشی ، نشان می‌دهند.

خوزه اورلاندو پدرون
خوزه اورلاندو پدرون

خوزه اورلاندو پدرون

خوزه اورلاندو پدرون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب ها